1- شناخت امام زمان (ع)(شناخت صفات، شناخت آداب ، شناخت ويژگي ها ، شناخت علائم ظهور)
2- محبت خاص نسبت به ان حضرت
3- انتظار فرج و ظهور ان بزرگوار
4- اظهار شوق براي ديدار آن حضرت
7- ذكر فضايل ومناقب او در بين مردم
8- اندوه در فراق ان بزرگوار
9- حضور در محافل ذكر فضايل ان بزرگوار
10- برپايي مجالسي به نام صاحب الزمان
11- گريستن در فراق امام زمان
12- درخواست معرفت و شناخت نسبت به ان حضرت ، از خداي عزوجل
13- شناخت علامت هاي ظهور ان حضرت
14- تسليم امر الهي بودن نسبت به مسئله غيبت و ظهور ان حضرت و عجله نكردن
15- كوشش درر ياري امام زمان
16- بعد از هر نماز واجب با ان حضرت به وسيله عبارات و دعاهاي خاص تجديد بيعت نمودن
17- توسل به ان حضرت و شفيع قرار دادن ايشان در نزد خدا
18- درخواست صبر از خدا دردوران غيبت انحضرت
19- تهذيب نفس
20- همبستگي و اتحاد براي ياري ان حضرت
21- پيوسته به ياد امام زمان (ع) بودن ، و عمل به اداب آن حضرت
22- خشوع و خضوع در برابر آن حضرت
23- درخواست از خدا نسبت به ياد اوري هميشگي امام زمان(ع)
معمولاً در ماه مبارك رمضان انسانها بيشتر به خدا نزديك ميشوند شايد به اين دليل باشد كه در اين ماه بيشتر به معنويات روي مي آورند، مثلاً مي توانند هر شب نماز شب بخوانند بعضي از شبها را احيا بگيرند و مشغول خواندن دعا شوند؛ دعاهائي همچون ابو حمزه ثمالي كه دقت در مذمون آن انسان را دگرگون مي كند به خصوص كه اين چنين دعايي از زبان امام زين العابدين (عليه السلام) نقل شده باشد. شخصيتي كه به خاطر عبادت بسيار زينت عبادت كنندگان لقب گرفته است، اما اين گونه در درگاه الهي جزع و فزع مي كند:
أبكي لخروج نفسي، أبكي لظلمة قبري، أبكي لضيق لحدي، أبكي... أبكي ... أبكي...
واي به حال ما... ما كه بيشتر اوقات از خدا و ياد او غافليم آن قدر غرق در دنيا و ماديات شده ايم كه در خواندن نماز هاي واجب خود نيز كوتاهي مي كنيم، چه رسد به نماز شب و قرآن و گريه از ترس خدا...ولي همان هائي كه در ماه هاي ديگر مشغول دنيا هستند و قرآن به دست نمي گيرند مگر براياستخاره، خواندن فاتحه و يا بدرقه ي مسافر سعي مي كنند در اين ماه مبارك حتماً يك ختم قرآن را بخوانند. سعي مي كنند زودتر براي سحري خوردن بيدار شوند تا بتوانند حداقل دو سه ركعت از نماز شب را بخوانند.برخي از آنها نيز شبها تا نيمه بيدارند و مشغول خواندن سبحانك يا لا أله ألا أنت...واقعاً چه لذتي دارد. انگار اين ماه به طور سحر آميزي مردم را به طرف خدا مي كشاند!!
مساجد و حرم أئمه (عليهم السلام) و مكان هاي شريف ديگر نيز در شبهاي قدر ديدن دارد. همان هائي كه ظاهراً به خيلي چيزها پايبند نيستند با حالت فروتني به مسجد آمده و همه به درگاه خداي مهربان دست گدائي بلند كرده و زار زار گريه مي كنند و هر كس از در گاه خدا حاجتي م ي طلبد. بعضيها مريض دارند و بعضي ها قرض دارند، و بعضيها آبرو دارند و نمي دانند در خانه ي چه كسي را بزنند به غير از خدا . در اين بين يك عده آرزوهاي خيلي قشنگي دارند:
يكي ميگه: كاش سال ديگه كه ميخوايم قرآن سر بگذاريم، آقا برامون دعايقرآن رو بخونند. يكي ديگه مي گه: خدايا دلم مي خواد برم مكه ولي نه بدون آقا اون يكي مي گه: خدايا فقط يك شب جمعه قسمتم كن با آقا برم كربلا و دعاهاي ديگري از اين قبيل. كه همه ياينها به يك چيز برمي گردد آن هم «ظهور آقا»
بياييد با هم عهد كنيم اين ماه كه بهترين و زيبا ترين ماه هاست هر وقت خواستيم دعا كنيم، اول براي ظهور آقا دعا كنيم ... اصلاً... فقط براي ظهور آقا دعا كنيم! مي دانيد چرا؟
روز قيامت كه نامه ي اعمال شيعيان را باز ميكنند، آن دسته كه كارهاي خوب زيادي دارند، كه خوشا به حالشان هم خدا ازايشان راضي است هم امام زمان. اما دسته ي ديگر مثل من عاصي كه متوجه اعمال و رفتارشان نبودند وايبه حالشان. از يك سو زشتي كارهاي بدي كه انجام دادند و عقاب و عذابش، و از سوي ديگر خجالت و شرمندگي ... خجالت از چه؟!! خجالت از اينكه آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) مي آيند و مي فرمايند: (خدايا از خوبيهايمن مهدي بردار به اونها بده تا اعمال خوبشون زياد بشه.) اين جاست كه بايد هاي هاي گريه كنيم... نه... اصلاً چرا گريه؟!! بايد از خجالت آب شده و به زمين فرو رويم.
حالا با اين حساب درست است وقتي آقاي به اين خوبي داريم در بهترين حالتهايي كه در سال خيلي كم برايمان پيش مي آيد آقا را فراموش كنيم ؟ چه آقاي مظلومي ؟!! چه آقاي غريبي ؟!! دعاي حضرت صاحب الامر در ماه مبارك رمضان محمد بن عيسي بن عبيد با سند از اهل بيت (عليهم السلام) روايت كرده كه فرمودند: در شب بيست و سوم از ماه رمضان در حال ايستاده و نشسته و در هر حال و حتي در تمام ماه و به هر نحو كه برايت ممكن باشد و هر هنگام كه به ياد آوري در تمام عمر بعد از ستايش خداي تعالي و صلوات بر پيغمبر و آل پيغمبر (عليهم السلام) مي گويي:
اَللّهفمَ كفنْ لفوَلفيفكَ القائفمف بأَمْرفكَ الْحفجَةف بْنف الْحَسَنف الْمَهْدي عَلَيْهف وَ عَلي آبائفهف اَفضَلَ» الصَلوةف وَالسَّلامف في هذفهف الساعَةف وَ في كفلّف ساعَة وَ ليا ًَوَ حاففظا وَ قائفداً وَ ناصفراً وَ دَليلاًوَ مفؤَيفداً حَتي تفسْكفنَهف أَرْضَكَ طَوْعا وَ تفمَتفعَهف فيها طَوْلاً وَ عَرْضا وَ تَجْعَلَهف وَ ذفريَتَهف مفنَ الَأئفمَةَ الوارفثينَ اَللّهفمَ انْصفرْهف وَ انْتَصفرْ بفهف وَاجْعَلف النَّصْرَ مفنْكَ لَهف وَ عَلي يَدفهف وَ الْفتْحَ عَلي وَجْهفهف وَ لاتفوَجّفهف الاَمْرَ افلي غَيْرفهف اَللّهفمَ أَظْهفرْ بفهف دينَكَ وَ سفنّةَ نَبيكَ حَتي لا يَسْتَخْفي بفشَيءف مفنَ الحَقّ مَخافةَ أَحَدف مفنَ الْخَلْقف اَللّهفمَ أفني أَرْغَبف أفلَيْكَ في دَوْلَةف كَريمَةف تفعفزف بفهَا الافسْلامف وَ أَهْلَهف وَ تفذفلَ بفهَا النففاقَ وَ أَهْلَهف وَ تَجْعَلفنا فيها مفنَ الدفعاةف افلي طَاعَتفكَ وَ القادَةف افلي سَبيلفكَ وَ آتفنا في الدفنْيا حَسَنَةًَ وَ في الاخفرَةف حَسَنَةً وَ قفنا عَذابَ النارف وَاجْمَع لَنا خَيْرَ الدّارَيْنف وَاقْضف عَنّا جَميعَ ما تفحفبف فيهفما وَاجْعَلْ لَنا في ذلفكَ الخفيَرَةَ بفرَحْمَتفكَ وَ مَنّفكَ في عافيةف امينَ رَبَّ العالَمينَ وَ زفدْنا مفنْ فضْلفكَ وَ يَدفكَ المَلأي فأفنَّ كفلَ مفعْطف يَنْقفصف مفنْ مفلْكفهف وَ عَطائفكَ يَزيدف في مفلْككَ.»
سايت حجاب شيعه
- قال الإمام علیّ علیهالسلام: صَومُ الجَسَدِ الإِمساكُ عَنِ الأَغذِیَةِ بِإِرادَةٍ وَاختِیارٍ؛ خَوفا مِنَ العِقابِ و رَغبَةً فِی الثَّوابِ وَالأَجرِ(2) ؛ روزه بدن، پرهیز با اراده و اختیار از غذاهاست، از روى ترس از كیفر و با امید به پاداش و اجر الهى .
- قال الإمام علیّ علیهالسلام: صَومُ النَّفسِ إمساكُ الحَواسِّ الخَمسِ عَن سائِرِ المَآثِمِ، و خُلُوُّ القَلبِ عَن جَمیعِ أسبابِ الشَّرِّ (3) ؛ روزه نفْس، نگهدارى حواس پنجگانه از دیگر گناهان و تهى بودن دل از تمام اسباب بدى است.
- قال الإمام علیّ علیهالسلام: صَومُ النَّفسِ عَن لَذّاتِ الدُّنیا أنفَعُ الصِّیامِ(4)؛ سودمندترین روزه، نگهداشتن نفْس از لذّتهاى دنیاست.
- قال الإمام علیّ علیهالسلام: صِیامُ القَلبِ عَنِ الفِكرِ فِی الآثامِ أفضَلُ مِن صِیامِ البَطنِ عَنِ الطَّعامِ(5) ؛ نگه داشتن دل از اندیشیدن درباره گناهان، برتر از نگه داشتن شكم از غذاست.
- قال الإمام علیّ علیهالسلام: صَومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صِیامِ اللِّسانِ، و صِیامُ اللِّسانِ خَیرٌ مِن صِیامِ البَطنِ (6)؛ روزه دل، بهتر از روزه زبان و روزه زبان، بهتر از روزه شكم است.
امام علی علیه السلام فرمودند:نگه داشتن دل از اندیشیدن درباره گناهان، برتر از نگه داشتن شكم از غذاست.
سخنى درباره مراتب روزهدارى
از روایات فوق، روشن مىگردد كه روزه، از نظر مراتب و از زاویه نقشى كه در تكامل انسان دارد، به سه دسته تقسیم مىشود و از همین روست كه علماى اخلاق و سیر و سلوك، روزه را به: روزه عوام، روزه خواص و روزه خواصّ خواص، تقسیم كردهاند. و اینك، توضیح فشردهاى از آنها میآوریم:
دسته اوّل؛ روزه عوام
این مرتبه از روزه، با پرهیز از مفطِرات روزه صورت مىپذیرد، با شرحى كه در كتابهاى فقهى آمده است. این مرتبه از روزه، آسانترین و پایینترین مرتبه روزه است. آنچه از پیامبر صلىاللهعلیهوآله روایت شده كه:
إنَّ أیسَرَ مَا افتَرَضَ اللهُ تَعالى عَلَى الصّائِمِ فی صِیامِه، تَركُ الطَّعامِ وَالشَّرابِ؛ آسانترین چیزى كه خداى متعال بر روزهدار در روزهدارىاش واجب ساخته است، نخوردن و نیاشامیدن است.
دسته دوم؛ روزه خواص
در این مرتبه از روزه، روزهدار، تنها به پرهیز از مفطرات روزه، بسنده نمىكند؛ بلكه از همه حرامهاى الهى پرهیز مىنماید. از این رو، اجتناب از مفطرات، شرط درستىِ روزه است و اجتناب از حرامها، شرط قبولى آن میباشد.
دسته سوم؛ روزه خواصّ خواص
این مرتبه از روزه، با باز داشتن قلب و نگهدارى آن از هر چیزى كه اشغالكننده دل (چه حلال و چه حرام) است بجز خدا، به دست مىآید. ابوحامد غزالى (م 505 ق) در توصیف این مرتبه از روزه مىگوید:
امّا روزه خواصّ خواص، روزه دل از همّتهاى دون و اندیشههاى دنیوى و باز داشتن كلّى آن از غیر خداوند است. شكستن این مرتبه از روزه، با اندیشه درباره غیر خدا و قیامت، و فكر درباره دنیا تحقّق مىیابد ـ مگر دنیایى كه به خاطر دین خواسته شود، كه چنین دنیایى، توشه آخرت است و دنیا نیست ـ تا آن جا كه اهل دل گفتهاند: «هر كس در روزش به تدبیر آنچه با آن افطار مىكند، اهتمام ورزد، گناه بر او نوشته مىشود؛ چرا كه این، از كماطمینانى به فضل خدا و یقین اندك به روزىِ موعود خویش است.»
این مرتبه، رتبه پیامبران، صدّیقان و مقرّبان است. در تفصیل قولى آن، نباید درنگ طولانى داشت؛ ولى در تحقّق عملى آن، تأمّلْ به جاست؛ چرا كه آن، رویكرد به خداوند و روىگردانى از غیر خدا با همه همّت است و آراسته شدن به این سخن خداست كه: «قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِى خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ(انعام/ 91) ؛ بگو: «خدا» ! سپس واگذارشان تا در باطل خویش به بازیچه مشغول باشند.»(7)
امیر مؤمنان، امام على علیهالسلام، در اشاره به این سه مرتبه مىفرماید:
صَومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صِیامِ اللِّسانِ وَ صِیامُ اللِّسانِ خَیرٌ مِن صِیامِ البَطنِ (8)؛
روزه دل، بهتر از روزه زبان است و روزه زبان، بهتر از روزه شكم .
هر یك از این دو مرتبه اخیر، به نسبت تلاش روزهداران و آمادگى آنان، مراتب بسیارى دارد، علاوه بر این كه خودِ روزه هم از زاویه انگیزههاى روزهدار، گوناگون است. نقطه اوج این مراتب، حال روزهدارى است كه انگیزه روزهدارىاش، نه بیم از كیفر و نه شوق به ثواب؛ بلكه تنها به خاطر فرمانبردارى از فرمان الهى، علاقهمندى به تقرّب به خداى سبحان و كسب رضا و لقاى اوست .
از خداوند سبحان مىخواهیم كه توفیقمان دهد تا در راه آنچه موجب افزایش بهره ما از ضیافت كریمانه رمضان مىشود، بكوشیم و بالاترین و والاترینِ مراتب روزهدارى را به ما عنایت فرماید.
پینوشتها:
1- المقنعة: 310، الإقبال: 1/196، بحار الأنوار: 97/352.
2- غرر الحكم: 5888 .
3- غرر الحكم: 5889 .
4- غرر الحكم: 5874 .
5- غرر الحكم: 5873 .
6- غرر الحكم: 5890 .
7- إحیاء علوم الدین: 1/350؛ المحجّة البیضاء: 2/131 .
8- غرر الحكم: 5890 .
منبع:
كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 153.
بدون دعا ،اوج بندگی خدا دست نیافتنی است .
اما در دوران غیبت حضرت مهدی(عج) شاید نیاز بندگان به دعا بیش از هر زمان دیگری باشد ،زیرا ازرحمت حضور خلیفه ی رحمان محروم مانده اند و درماندگی و اضطرار را با تمام وجود حس کرده اند .
باید برای امام زمان (عج) دعا کرد ، برای سلامتی او ، ایمنی او ، عزت او ، برای نصرت و تایید او برای تعجیل ظهور او ، برای تحقق اهداف او ، باید همیشه خدا را خواند.
دعا می کنیم ، اگر شیعه چشم انتظاریم باید برای نزدیک تر شدن فرج دعا کنیم .
بسیار دعا کنیم ؛ اگر فتنه های دوران غیبت را دریافته ایم و اهمیت ظهور را می دانیم باید بسیار دعا کنیم.
با همین بسیاری دعا است که خدا عنایات خاصه اش را شامل حال ما می گرداند ؛
با همین بسیار دعا است که امیدمان به پیروزی فزونی می گیرد و توان استقامت بیشتر می شود
با همین بسیاری دعا است ؛که بازوان همت قدرتمندتر و روح مبارزه با باطل اوج می گیرد
وامام زمان(ع) خود می فرماید:
" برای تعجیل در فرج و ظهور من بسیار دعا کنید ، همانا این کار بری خودتان گشایش خواهد بود"(بحارالانوار ج۶۲،ص۶۹)
برگرفته از کتاب وظایف منتظران.
(بحارالانوار ج 53ص 175)
2.هر يك از شما به آنچه كه او را به دوستي ما نزديك مي سازد عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و دل ما را به درد مي آورد دوري گزيند.(بحارالانوار ج53 ص 176)
3.هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم حق ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان برطرف خواهد شد.(بحارالانوار ج53 ص196)
4.هيچ چيز مثل نماز بيني شيطان را به خاك نمي مالد پس نماز بخوانيد و شيطان را به خاك مذلت بكشانيد.(بحارالانوار ج53ص182)
5.پناه مي برم به خدا از نابينايي بعد از بينايي و از گمراهي بعد از راهيابي و از اعمال ناشايسته و فروافتادن در فتنه ها(بحارالانوار ج53 ص191)
6.حق با ما و در دست ماست كسي جز ما حق نگويد مگر آنكه مدعي دروغگو و افترا زننده باشد.(بحارالانوار ج53 ص191)
7.ظهور فرج موكول به اراده خداوند متعال است و هركس براي ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست.(بحارالانوار ج53ص181)
8.وجود من براي اهل زمين سبب امان و آسايش است همچنان كه ستارگان سبب امان آسمانند.(بحارالانوار ج53ص181)
9.بهره وري از من در دوران غيبت همانند منتفع شدن از آفتاب است آن هنگام كه در پشت ابرها از ديده پنهان مي شود.(بحارالانوارج53ص181)
10.علم و دانش ما به خبرهاي شما احاطه دارد و چيزي از احوال شما بر ما پوشيده نمي ماند.(بحارالانوارج53ص181)
11.براي تعجيل فرج زياد دعا كنيد زيرا همين دعا كردن فرج و گشايش شماست.(بحارالانوارج53ص181)
12.من آخرين نفر از اوصياء هستم خداوند به وسيله من بلا را از امت و شيعيانم برطرف مي سازد.(بحارالانوارج52ص30)
13.در حوادثي كه واقع مي شود به راويان سخن ما(فقها و مجتهدين)مراجعه كنيد كه آنها حجت و دليل و راهنماي شما هستند و من حجت خداوند بر آنها مي باشم.(بحارالانوارج2ص90)
14.حقانيت و واقعيت با ما اهل بيت رسول خدا(ص)است و كناره گيري عده اي از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد چرا كه ما دست پرورده هاي نيكوي پروردگاريم و ديگر مخلوقان خداوند پرورش يافتگان ما خواهند بود.(بحارالانوارج53ص178)
15.همانا خداوند متعال نسبت به حق اباء و امتناع دارد مگر آنكه به اتمام و كمال برسد و باطل نابود گردد.(بحارالانوارج53ص193)
16.من آن كسي هستم كه در آخرالزمان با شمشير ذوالفقار ظهور و قيام مي كنم و زمين را پر از عدل و داد مي نمايم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است.(بحارالانوارج53ص179)
17.از خدا بترسيد و تسليم ما باشيد امور خود را به ما واگذار كنيد برماست كه شما را بي نياز و سيراب نماييم همان گونه كه ورود شما بر چشمه معرفت به وسيله ما صورت گرفته است سعي نماييد به دنبال كشف آنچه از شما پنهان شده است نباشيد.(بحارالانوارج3ص191)
18.اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضي از شما براي همديگر نبود هركس روي زمين بود هلاك مي شد مگر آن شيعيان خاصي كه گفتارشان با كردارشان يكي است.(مستدرك ج5ص247)
19.سجده شكر بعد از هر نماز از بهترين و ضروري ترين سنت هاست.(بحارالانوارج52ص161)
20.قلوب ما ظرفهايي است براي مشيت و اراده الهي پس هرگاه او بخواهد ما نيز مي خواهيم.(بحارالانوارج53ص51)
21.خدا با ماست و نيازي به ديگران نداريم و حق با ماست هر كه از ما روي گرداند باكي نداريم.(بحارالانوارج53ص191)
22.براي هيچ كس جايز نيست كه در اموال و چيزهاي ديگران تصرف نمايد مگر با اذن و اجازه صاحب و مالك آن.(بحارالانوارج53ص183)
23.همانا خداوند متعال ما اهل بيت را به وسيله احسان ونعمت هايش قانع و خود كفا گردانده است.(بحارالانوارج52ص38)
24.بين خداوند و هيچ يك از بندگانش خويشاوندي وجود ندارد و براي هركس به اندازه اعمال و نيات او پاداش داده مي شود هركس مرا انكار نمايد از شيعيان و دوستان ما نيست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح(ع) خواهد بود.(بحارالانوارج50ص227)
25.آگاه باشيد كه در هيچ حالتي زمين خالي از حجت خداوند نخواهد بود يا به طور ظاهر و آشكار و يا به طور مخفي و پنهان.(بحارالانوارج53ص191)
26.هدف و قصد خويش را نسبت به محبت و دوستي ما اهل بيت بر مبناي عمل به سنت و اجراء احكام الهي قرار دهيد پس همانا كه موعظه ها و سفارشات لازم را نموده ام و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مي باشد.(بحارالانوار ج53ص179)
شعبان شد و پيك عشق از راه آمد
عطر نفس بقيه الله آمد
با جلوه سجاد و ابالفضل و حسين
يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد
![]()
اعیاد شعبانیه برهمگان مبارک![]()
![]()
بسياري از محققان و پژوهشگران در توضيح فرايندهاي مؤثر در پيروزي انقلاب اسلامي، به درستي، اهميت عنصر مهدويت را يادآور شدهاند. اين گروه از پژوهشگران مطالعات علوم انساني فرهنگ مهدويت را زمينهساز شكلگيري نگرشها و رويههايي دانستهاند كه در نهايت، به انقلاب اسلامي ختم شد. كمالباوري انديشة مهدويت اصليترين ويژگي اين انديشه است. اين خصيصه زمينة را براي باروري فعاليتهاي انقلابي در جامعه ایران ايجاد كرده بود. هنگامي كه مردم ايران بر اساس اين روحية كمالگرا به پيرامون خود مينگريستند جهاني پر از ظلم و داد را مييافتند.
اين نگرش سازنده دربارة مهدويتگرايي را امام خميني (ره) بسط و توضيح ميدادند؛ برداشتي كه ریشه در فرهنگ غنی اسلام و تشیع دارد و از جمله عوامل اصلی گسترشيابي انديشة پيشرو شيعي در تاریخ بوده است.
چنين برداشتي به مثابة عاملي سازنده عمل ميكند كه روحیة مقاومت در برابر دشمنان و ایستادگی در برابر ظلم و ستم و آرمانخواهی را در شیعیان همواره زنده و جاودان نگاه ميدارد. انقلاب اسلامی و انديشههاي مهم فكري آن، يعني ولایت فقیه و مردمسالاری دینی، نیز متأثر از چنین برداشتي از فرهنگ مهدویت است.
این فرهنگ همچنانکه بزرگترین عامل ایجاد این انقلاب و نظام بوده است.مهمترین عامل بقا و تداوم و حیات طيبه آن نیز خواهد بود. از این رو، تبیین اصولی مؤلفههای حقیقی این فرهنگ و رواج و نهادینه کردن آنها در نظام و جامعة اسلامی، مهمترین وظیفة اسلامی و انقلابی همة دلسوزان و فرزندان انقلاب است.
با توجه به آنچه گفته شد، مشخص ميشود كه موفقیت و کامیابی نظام جمهوري اسلامي در عرصههای مختلف خود، بزرگترین تبلیغ عملی برای بسط و توسعة فرهنگ مهدویت است. برای نیل به این هدف، ارائة چهرهای معتدل، خردگرا و کارآمد از نظام اسلامي كه رويكردي آرمانگرا، عدالتخواه و كمالطلب دارد، شیوهاي مؤثر و عملی در بسط ادبيات و فرهنگ غني مهدويتگرايي است.
هرچند كه بعضا با رويههاي ديگري نيز مواجه ميشويم. ارائة تعاریف و برداشتهای سطحی و شتابزده از مفهوم عدالت و معنویت بهطوری که با ارزشها و آرمانهای كلانگستر شيعي منافات داشته باشد و با مقتضیات و نیازهای واقعی جهان امروز نیز در تضاد و بیگانگی باشد، مضمون چنين رويكردهايي است.
حاصل چنين نگاههاي غيركارشناسي شدهاي به مهدويت، شعارگرايي تورمي بدون توجه به عناصر فكري سازنده اين فرهنگ بارور است. کار فرهنگی در زمینة مهدویت، صرفا محدود به تبلیغات شعارگونه نيست.
مسئلة مهمي كه امروز بايد به آن توجه كنيم، آن است كه ما امروز، حاملان فرهنگ شيعي به نسل آينده و جوان كشور هستيم. اگر اين فرهنگ را به شيوهاي عميق، معرفتي و واقعي منتقل كنيم، حتما تداوم رشد انقلاب اسلامي را سبب خواهد شد.
به عنوان نمونه ميتوان يادآور شد كه اين كه فرهنگ مهدويت بدون فعاليت علمي و با استفاده از راهكارهايي نظير مداحي به جوانان منتقل شود، انتظار صحيحي نيست. نسل جوان به آن نياز دارد كه اين فرهنگ را از آبشخورهاي علمي آن نيز بشنود.
اهميت رويكرد دقيق و علمي به مهدويتگرايي را ميتوان در حساسيتي ديد كه از جانب عالمان ديني ابراز شده است. بسياري از اين بزرگوران بر اين نكته تأكيد نمودهاند كه بدون داشتن تخصص كافي و آگاهي لازم نبايد به نظريهپردازي بيحساب و كتاب دربارة اين مفهوم پرداخت.
مطابق با نظر دينشناسان عالم و عالمان ديني مفهوم مهدويتگرايي را بايد به شيوهاي دقيق و براساس معارف معتبر شيعي و مطابق با عناصر علمي آن در نظام معرفتي اسلام مطرح كرد. از جمله منابع دستيابي به اين نگاه دقيق به مفهوم مهدويت، رويكردي است كه امام راحل (ره) در جريان انقلاب اسلامي آن را بسط دادند.
به اميد روزي كه حضرتش با ظهور سبز خود جهاني پر از داد، عدل، خردورزي و انسانيت خدامحورانه را براي همگان ارمغان آورند.
ماه رجب، هفتمین ماه از ماههای قمری و ماهی بسیار شریف و از ماههای حرام است. رجب نام نهری است در بهشت كه از عسل شیرین تر و از شیر سفیدتر، هركس در این ماه روزه دارد، از آن نهر آب می نوشد، بر ماه رجب، رجب الأصب، یعنی ماه ریزش رحمت خداوند بر مردم، می گویند.
ماه رجب ماه آرايش و پيرايش است. ماه آراستن دل به زينت هاي الهي و پيراستن دل از ناپاکي هاي انساني .
حوادث تاریخی و مذهبی بسیاری در ماه رجب روی داده است
میلاد حضرت امام علی علیه السلام در كعبه، ولادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام در سال 57 هجری و امام محمد تقی علیه السلام در سال 195، وفات ابوطالب در سال دهم هجرت، وفات ابراهیم فرزند پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله و سلم در سال دهم هجرت، رحلت حضرت زینب (بنا به نقلی) و درگذشت ابن سكیت، مدافع ولايت در سال 244 قمرى، شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام در سال 182 و شهادت امام علی النقی علیه السلام در سال 254.
از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد
1. تحقّق خوف و رجای معقول در تمام تلاشهای اجتماعی.
1 ـ 1. رجای معقول (خوشبینی به آینده بشر):
درباره آینده بشر نظرات مختلف است. برخی میگویند شر و فساد و بدبختی، لازمه لاینفك حیات بشری است و لذا زندگی بیارزش است و عاقلانهترین كارها خاتمه دادن به حیات و زندگی است.برخی هم معتقدند: بشر در اثر پیشرفت حیرتآور تكنیك و ذخیره كردن انبارهای وحشتناك وسایل تخریبی، به مرحلهای رسیده كه بیش از یك گام با گوری كه با دست خود كنده فاصله ندارد؛ در حالی كه در منظر ما، ریشه فسادها و تباهیها نقص روحی و معنوی انسان است. انسان هنوز دوره جوانی و ناپختگی را طی میكند و خشم و شهوت بر او و عقلش حاكم است. انسان بالفطره در راه تكامل فكری و اخلاقی و معنوی پیش میرود. نه شر و فساد لازم لاینفك طبیعت بشر است و نه جبر تمدّن، فاجعه خودكشی دسته جمعی را پیش خواهد آورد؛ بلكه جریان مبارزه حقّ و باطل ادامه مییابد و جلو میرود تا آنجا كه در نهایت منجر به حكومت عدل حضرت مهدی(عج) خواهد شد و چنین نیست كه زحمات اصلاحگران به سرانجام نرسد (مطهری، 1371: ص 59 و 60، و نیز 1372 الف: ص 58).
انسان در حالت عادی وقتی فراوانی ظلم و فساد و غلبه ظاهری ظالمان را در جهان میبیند، گاه با خود میاندیشد كه آیا میتوانیم در مقابل این موج عظیم كاری از پیش ببریم و وعده ظهور به ما میگوید كه همه كارهای شما به سرانجام میرسد: وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ (انبیا (21): 105).
1 ـ 2. خوف معقول ( امید واهی نداشتن به تلاشهای خود): وعده منجی جهان در عین حال به ما میگوید كه به تلاشهای خودتان فی نفسه امید نامحدود نداشته باشید؛ یعنی از خودتان انتظار نداشته باشید كه كلّ عالم را به تنهایی اصلاح كنید. اقدامات شما شرط لازم برای اصلاح جهانی است؛ امّا شرط كافی نیست؛ یعنی خلاصه جامعه بشری در سیر تكاملیاش از مهدی بینیاز نخواهد بود.
2. توجّه به كیفیت به جای توجّه به كمیت: در تلاشهای اجتماعی آنچه مهم است، تقویت فرهنگی و معنوی جبهه حق است كه این اقدام كیفی است، نه كمّی؛ یعنی آنچه مقدّمه ظهور است این نیست كه به لحاظ شناسنامهای تعداد مسلمانان یا شیعیان افزایش یابد؛ بلكه آنچه اولویت بیشتری دارد، این است كه انسانها تشنه حقیقت و عدالت شوند؛ پس تعداد یاران اوّلیه و اصلی حضرت شاید كم باشد؛ امّا چنانكه گفتیم، به لحاظ كیفیت در زمره برترین انسانهایند كه هر یك میتواند انقلابی در جانها ایجاد كند. به تعبیر یكی از بزرگان، یاران مهدی(عج) اشخاصی از سنخ امام خمینی(ره) یا بالاتر از او خواهند بود. در واقع اینكه خوبان هم باید به نهایت كار خود برسند، تاكید مهمّی است بر اینكه بیش از كمّیت به كیفیت باید اندیشید.
3. خروج از پارادایمهای رایج در تفكر غربی: دوره جدید، دوره سیطره فرهنگی جهان غرب بر عالم است و منتظر واقعی انسانی است كه تحت این سیطره واقع نمیشود. ما امروزه بسیاری از سخنان، گرایشها، رفتارها و ... را به گونهای تنظیم میكنیم كه در جهان مدرن و با الگوهای مدرن مقبولیت داشته باشد. از باب نمونه میتوان به همین مسأله جهانیشدن اشاره كرد؛ در حالیكه معتقد به ظهور مهدی، با معادلاتی رفتار میكند كه در ظرف محدود معادلات دنیایی رایج در جهان مدرن نمیگنجد؛ بدین سبب، تمام معادلات آنها را به راحتی به هم میریزد كه باز در این زمینه, نگاهی به سیره زندگانی امام خمینی(ره) میتواند عبرت آموز باشد.


